سيد محمد باقر برقعى

95

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مادر در گلشن خلقت خداوند * يكتا گل باصفاست مادر با مهر و محبت و عطوفت * سرچشمهء نسل‌هاست مادر با زر نتوان خريد مادر * ناياب چو كيمياست مادر مادر چو جواهرى درخشان * يا معدنى از طلاست مادر پروا ، نه ز آب و نه ز آتش * پروانهء شمع‌هاست مادر اين گفته كه خرّمى فزايد * سرلوحهء گفته‌هاست مادر در فرش مقام و عزّتش بين * ممدوحه پس از خداست مادر خير مقدم به ميهمانان شادم از اينكه موردِ لطف و عنايتم * فرموده‌ايد و كشف كرامات كرده‌ايد بر خود گمانِ اين همه احسان نداشتم * اين بنده را قرينِ مباهات كرده‌ايد كارِ شماست مرحمت و ذرّه‌پرورى * نامش عوض نموده ملاقات كرده‌ايد اين كلبهء محقّر و تاريك بنده را * با مقدمِ شريف خرابات كرده‌ايد « خرّم » بگو به هيئت مَه طلعتان عشق * امروز با خداى مناجات كرده‌ايد در مرگ برادر بىنشان شد هركسى نام و نشان از يار ديد * بىنشانى شد نشانش آنكه اين اسرار ديد دست از كون و مكان برداشت با سر شد روان * تا خطابِ ارجعى از جانبِ غفّار ديد لن‌ترانى حكم‌فرما هست در مُلك خودى * نسخ لن از لن‌ترانى بىخود اندر كار ديد سالِ فوتِ هادى خرمشهى « مهدى » سرود * جان شيرين رونماى يك لقاى يار ديد رباعيّات يادِ تو مرا ز خود برون خواهد كرد * سرگشتهء وادى جنون خواهد كرد